مش سلمان
مش سلمان . كارگر. ساختمان. زن وپنج تا بچه . صبح تا شب كار.
سيلي. صورت سرخ. صف اول نماز.
ادامه مطلب
|
مش سلمان مش سلمان . كارگر. ساختمان. زن وپنج تا بچه . صبح تا شب كار. سيلي. صورت سرخ. صف اول نماز. ادامه مطلب + نوشته شده توسط همه و هیچ کس در چهارشنبه سی ام آبان 1386 و ساعت
15:50 |
به من می گن جادو گر به من می گن جادوگر .فکر کنم از وقتی تصمیم گرفتم کت و شلوار بپوشم و موهام رو ژل بزنم بهم می گن جادوگر .نه فکر کنم از وقتی تونستم هر جا میرم چند تا خانم خوشگل رو دورم جمع کنم ، بهم می ادامه مطلب + نوشته شده توسط همه و هیچ کس در چهارشنبه سی ام آبان 1386 و ساعت
15:45 |
بن لاد ني د ر كار نيست بن لادن عزيز نمي داني چقدر دوستت دارم . مي خواهم دنيا دنيا نباشد . اما يك تار مويت را به اين عوضي ها نمي دهم . مي دانم ادامه مطلب + نوشته شده توسط همه و هیچ کس در سه شنبه بیست و نهم آبان 1386 و ساعت
18:12 |
حجم داشت تلوتلو می خورد توهوا ، خودش ، لباس ش ، تو آسمون می رقصیدن . ... ادامه مطلب + نوشته شده توسط همه و هیچ کس در دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386 و ساعت
21:39 |
سومين جلسه ماهيانه ا نجمن داستاني چوك به اطلاع كليه اعضا مي رساند كه سومين جلسه انجمن روز دوشنبه در تاريخ 28/8/86 در فرهنگ سراي سلامت برگزار مي شود. جلسه با همكاري صميمانه مسئولان فرهنگ سرا در سالن آمفي تئاتر برگزار مي گردد. از كليه دوستداران ادبيات داستاني جهت حضور در اين اجتماع دعوت به عمل مي آيد. برنامه اين جلسه به شرح زير خواهد بود. 1- جمع بندي و نقد داستان هاي آبان ماه . 2- دعوت از اساتيد ويا منتقدان ادبي جهت مباحثه و سخنراني . 3- ارائه تحقيق با موضوع ادبيات توسط خانم انسيه قمصري . آدرس فرهنگ سراي سلامت: ميدان رسالت- ميدان الغدير- ابتداي خيابان دلاوران- خيابان آزادگان شمالي- جنب فروشگاه شهروند- فرهنگ سراي سلامت- سالن آمفي تئاتر. توجه: جلسه راس ساعت 4 آغا ز خواهد شد. + نوشته شده توسط همه و هیچ کس در سه شنبه بیست و دوم آبان 1386 و ساعت
16:54 |
علي موشك آر. پي . چي. راروي شانه اش ميزان مي كند. ازپشت خاكريز بلند مي شود و قبل ازاينكه ماشه آن رابكشد روبه من مي گويد:احمد امشب كوهها نور بارونه ، نظر كرده هامهمونن. ادامه مطلب + نوشته شده توسط همه و هیچ کس در چهارشنبه نهم آبان 1386 و ساعت
17:53 |
مادربزرگ من هميشه استفراغ مي كردم . به خصوص وقتي پدرم براي مردم از تاريخ به وسيله منابع ناشناخته سخنراني مي كرد يا زماني كه پدر بزرگم از گذشته هايي ادامه مطلب + نوشته شده توسط همه و هیچ کس در سه شنبه یکم آبان 1386 و ساعت
18:32 |
من می خندم.ما می خندیم.آنها می خندند.من می گریم.ما می گرییم.آنها می گریند.صدای توپ.صدای حرکت تانک.صدای رگبار مسلسل.صدای شلیک ادامه مطلب + نوشته شده توسط همه و هیچ کس در سه شنبه یکم آبان 1386 و ساعت
17:53 |
|
|