مش سلمان(مهدی رضائی)
مش سلمان
مش سلمان . كارگر. ساختمان. زن وپنج تا بچه . صبح تا شب كار.
سيلي. صورت سرخ. صف اول نماز.
مش سلمان . طبقه سوم . سقوط. زانو. بيمارستان. عصا. بيكاري.
مش سلمان. كارفرما. دعوا.قرارچي؟ قرارداد چي ؟ كارفرما.فحش.
درگيري.پاي عليل. زن وپنج تابچه. گرسنگي.
مش سلمان. شكايت . بروفردابيا. دختردم بخت. دروهمسايه. قرض.
ندارم ندارم ها.
مش سلمان.چرخ دستي. انگور فروشي . عرق ريختن. پاي لنگ.
بدوانگوردارم.خفه شو سرظهره. هو ياروچرادادمي زني؟انگورهاي مانده
بدوانگوردارم. مامور. سد معبر. دعوا. بيكاري.
مش سلمان . زن وبچه.شرمندگي . دو دل . بكنم يا نكنم؟ نكنم چه كاركنم.
مش سلمان. انگور. آب انگور. حرارت . بطري. انگور. وانت پشت وانت
مشتري پشت مشتري.
مش سلمان. موسيوسلمان. پول. سيري. صف اول نماز.
مهدی رضائي شهريورماه 1385