نویسندگان: آرمان اعتمادی- حمیدرضا فرهنگی
باسلام روز زن رو به تمام خانم های محترم انجمن به نمایندگی از آقایان انجمن تبریک عرض می کنم.
***************************
لطفا برای هرداستانک کامنت جداگانه منظور بفرمایید
**************************
تیک تاک تیک تاک بهار
تاریکی و تنگی جا قابل تحمله ، اما تحمل مشت هایی که هر چند وقت یکبار به سر و بدنم می خورند واقعا سخته . البته کاشکی فقط همین مشت ها بود . صدای جیغ و گریه و ضجه ای که از بیرون اینجا به گوشم میرسه امانم رو بریده . یه روز میشنوم که منو می کشند یه روز دیگه میگند زنده میمونی . نمیدونم . ولی دوست دارم حتی برای یک دقیقه هم که شده بیام بیرون . بیام بیرون و آزادانه گریه کنم . یعنی اولش گریه میکنما . بعدش مثل خانم خانما زندگی میکنم . از بیرون شنیدم که برای خانوما ی نجیب و خانواده دار خیلی ارزش قائلند . اینجا این همه وقت تنهای تنها تو فضای تاریک و وحشتناک ، میرم بیرون درس میخونم . دوست پیدا میکنم . با هم بازی میکنیم . اونجا روشنه . تنگی اینجا رو نداره . خیلی از بیرون شنیدم . شنیدم هر کی که میاد بیرون خیلی محبوب میشه . همه اونو دوست دارند . راستی وقتی بیام بیرون عشوه گری هم میکنم . اینجا که نمیتونم خودمو ببینم ولی حس میکنم که خیلی زیبا شده باشم . برای پسرا خودمو ناز میکنم . دلبری ای میکنم واسه خودم .
- دخترک بیچاره . چه آرزوهایی داری . حیف که نمی دونی اون بیرون چی انتظارتو میکشه .
بازم این صدا . این صدا ناراحتم میکنه . فکر کنم گاهی اوقات صاحب همین صداست که منو میزنه . نمیدونم چرا ؟ اما با همه ی جیغ و فریادهایی که میکشه ، یه جورایی دوستش دارم . معلومه که دوست داره زنده بمونم . اینو گاهی از بیرون میشنوم . دیروز ازش شنیدم که من روز عید نوروز میام بیرون . وای عجب روزی میشه اون روز . همه به من عیدی می دند . چقدر دوست دارم ماهی قرمز های کوچولویی رو ببنیم که از بیرون خیلی درموردشون شنیدم . پریروز بود که صدا بده میگفت که می خواد برای دخترش سه تا ماهی قرمز سه دم خوشگل بخره . صاحب همین صداست که خیلی منو میزنه . نمیدونم چرا اینقدر ازم بدش میاد . همیشه میگه که باید کشته بشم . خدا پدر صدا مهربونه رو بیامرزه . مطمئنم که اون نمیذاره .
احساس میکنم که خیلی اینجا تنگ شده . تنگ و تنگتر . چیزی منو هول میده . صدای ناله میاد از بیرون . صدای جیغ و گریه میاد از بیرون . چقدر اینجا تنگ شده . با تموم قدرتم به دیواره های اینجا فشار میارم . صدای ناله، جیغ ، گریه. تیک تاک تیک تاک سال نو مبارک .
- خیالت راحت شد اینم از کره خرت . حیلی گهی . فکر کردی اگه زنم بفهمه چی میشه ؟
- بچم قیافش هم مثل شانسشه . حالا چند وقت چند وقت میتونم ببینمش. کوچولوی قورباغه ی من . خداحافظ مامان .
– بدو دیگه بیرون منتظرند
- باشه ، فقط میتونم ازت یه خواهشی بکنم ؟
- بگو .
– تورو خدا به اونا بگو که اسمشو بذارند بهار .
نویسنده: آرمان اعتمادی
***********************************************************
وهم
تمام این روزهای بی صفت از جلوی چشمانش که در آرزوی لحظه ای خواب بود با دور تند می گذشت. مغزش نیز گویی از درون شعله گرفته بود. مگر در تمام کره خاکی چند نفر پیدا می شوند که به علت اهمال و سستی در کار و هر روز تنها 5 دقیقه دیر سرکار حاضر شدن از کار بی کار شوند و همسر و بچه هایش هم درست در همین اوضاع او را ترک کنند. شکی نداشت که او بیچاره ترین موجود جاندار است. به همین دلیل هم نفرت عجیبی از آن شهر در تمام سلول هایش رسوخ کرده بود. برای همین هم بود که تصمیم گرفت مدتی از آن محیط پرهیاهو دور بشود و به یک کلبه تاریک و نمور در خارج از شهر برود. احساس می کرد آرامش گم شده اش را در آن کلبه بازخواهد یافت. وقتی داخل کلبه شد، خودش را محکم روی تخت قدیمی و فنری پرت کرد و شروع به خواندن ترانه محبوبش کرد. بعد از این که چند بار این ترانه را زمزمه کرد، احساس خواب آلودگی بهش دست یافت و داشت می خوابید که صدای نتراشیده یک کلاغ که از دودکش بخاری پژواک خاصی پیدا کرده بود به گوشش رسید. ابتدا خواست توجهی نکند، اما آن صدا تصویر رئیسش را که آن را جلوی ده ها کارمند دیگر تحقیر کرده بود به یادش می آورد. برای همین تصمیم گرفت به روی شیروانی برود و کلاغ مزاحم را از دودکش بیرون بکشد. یک چراغ قوه به دست گرفت و پله های نردبان کهنه و پوسیده را که هرآن احتمال می رفت بشکند، به سرعت بالا رفت. پرنده بیچاره را که یک کبوتر بود و بر اثر دود بخاری سیاه شده بود از دودکش بیرون آورد و رها کرد و رفت تا با خیالی آسوده بخوابد و نه آن شب و نه هیچ وقت دیگر از خودش نپرسید چرا از توی دودکش بخاری صدای نتراشیده یک کلاغ بیرون می آمد.
نویسنده: حمیدرضافرهنگی
وبلاگ نویسنده: harf-bi-harf.blogfa.com
*************************************************************
به نام خدا
باسلام به شما نويسنده گرامي
انجمن داستاني چوك يك گردهمايي مجازي و حقيقي است. گرد همايي مجازي توسط وبلاگ انجمن صورت مي گيرد. هر جمعه داستاني از اعضا به نمايش در مي آيد وتوسط ديگر اعضا و مهمانان انجمن نقدو بررسي مي شود.گردهمايي حقيقي هم جلسات هفتگي است كه به دلايلي هنوزميسيرنيست وسعي مي كنيم جلسات خودمان راروزهاي جمعه درمكان هاي تفريحي برگزاركنيم كه مكان و زمان اين گردهمايي دروبلاگ اطلاع رساني مي شود. اين گردهمايي چه درحالت مجازي چه درحالت حقيقي به طوركامل جدي وبا برنامه است. بعضي دوستان هم كه قبلا اين شرايط راپذيرفته اند خودشان را ملزم به رعايت نديده اند. عده اي ازدوستان ازعضويت درانجمن حذف شدند و باتوجه به شرايط جديد عده اي ديگرنيزحذف خواهند شد.
اين انجمن پس ازسه سال فعاليت مستمرهرنوع داستاني را به نمايش گذاشته است. اما ازآنجا كه هرحركتي بايد روبه پيشرفت باشد،تغييراتي جهت فعاليت حرفه اي تروتخصصي ترانديشيده شده كه درادامه ملاحظه مي فرماييد.ازآنجا كه فقط افراد فعال درزمينه ادبيات داستاني را پذيرا هستيم به شرايط درج شده در ذيل توجه نماييد و اگر توانايي رعايت همين شرايط ساده را داريد مي توانيد به عضويت انجمن ادامه دهيد ودرغيراين صورت لطفا نه ما راچشم به راه نقدها و فعاليت هاي خود بگذاريد نه وجهه شخصيتي و هنري خودتان را زيرسوال ببريد. به عقيده ما يك انجمن ده نفره فعال بهتراز يك انجمن پر ازسياه لشگراست.
1- انجمن داستاني چوك متعلق به هيچ سازمان و نهاد خاصي نيست و برخواسته از عده اي جوان دوستدار ادبيات است كه قصد دارند دركنار هم باشند تا انگيزه بيشتري براي خود و ديگران به وجود بياورند. هيچ كس در اين انجمن خداي ناكرده حق توهين به هيچ يك از اعضا را ندارد و درمعقوله نقد بايد به نقد ديگران احترام بگذاريد هرچند كه نقد ابرازشده ازنظر تخصصي كاملا غلط باشد. عقايد هركس قابل احترام است و هيچ كس حق مجادله دررابطه با عقايد ديگران را ندارد.هركس ازمنظري به داستان مي پردازد. درست يا غلط به عهده نويسنده است كه بپذيرد يا رد كند. كليه نقدها ونظرات و اعتراض هاي خود را در رابطه با مديريت وعمل كرد مي توانيد به صورت كامنت خصوصي ويا ايميل به دبيرانجمن ابراز نماييد.
2- كسي كه داستانش در وب به نمايش درمي آيد حق دفاع از داستانش را ندارد.در غيراين صورت دفاعيه او از قسمت نظرات پاك خواهد شد. دبيرانجمن درصورت لزوم از داستان دفاع خواهد كرد. درآخرين روزنمايش داستان به نويسنده هم فرصت داده خواهد شد كه به نقدهاي داده شده درنهايت ادب و احترام پاسخگو باشد.
3- اين انجمن محفلي براي همبستگي و ارتباط دوستانه است كه از سراسر ايران و ديگر كشورها دريك جا جمع شده اند. وقتي داستاني در وب قرار مي گيرد نويسنده از تمامي اعضاي انجمن انتظار نقدونظردارد تا نقاط ضعف و نقاط قوت خود را بهتر بشناسد. مهمترين وظيفه اعضا نقد و نظر جهت داستان است درغير اين صورت عضو بودن هيچ معنا و مفهومي ندارد. اين مهمترين اصل اين انجمن است. شايد كسي ازخودش بپرسد عضويت من دراين انجمن فقط همين است كه نامم دروبلاگ درج شود؟
درپاسخ بايد عرض كنيم كه عضويت شما دراين انجمن يك تعهد ادبي- اخلاقي به خودتان و ديگران مي باشد و هيچ منفعتي جز پيشرفت و در چرخه دايمي ادبيات بودن، شامل حال شما نمي شود. درج نام شما دروبلاگ و عضويت درانجمن يعني عضوي ازاتحاد وهمدلي جهت پيشرفت يكديگر.
4- درصورت عدم همكاري با انجمن با اطلاع به عضو نام او از ليست پاك خواهد شد و ديگر آن فرد در جريان فعاليت هاي انجمن قرارنخواهد گرفت. هرعضوي كه دو هفته پشت سرهم بدون عذر موجه شرايط انجمن را نقض كند و ازدرج نظرخودداري كند، بلافاصله درهفته سوم ازليست عضويت حذف مي شوند. هر فردي بنا به هردليلي كه قصد همكاري با انجمن داستاني چوك را ندارد مي تواند با اعلام به دبيرانجمن كناره گيري خود را اعلام كند.
5- انجمن داستاني چوك قصد داردساليانه مجموعه داستاني ازداستان هاي خوب اعضا به چاپ برساند. اين داستان ها با توجه به قوت داستان و فعاليت خود نويسنده درانجمن و با رضايت خود نويسنده صورت خواهد گرفت. اين يك تصميم اتخاذ شده است اما به انجام رساندنش كارراحتي نيست درصورت انجام نشدن اين مورد اميدواريم مورد سرزنش قرار نگيريم. اما براي اين مهم نهايت تلاش خودرا مي كنيم.
6- هرفرد درخواست كننده براي عضويت بايد ازطريق كامنت خصوصي و يا ايميل درخواست فرم عضويت بكند. توجه فرماييد كه شماره تلفن واطلاعات شخصي شما فقط دراختيار دبيرانجمن است وبدون اجازه شما به غير داده نخواهدشد.
۷- با هرگونه فعاليت و نظردهي خارج از محيط ادبيات داستاني به شدت برخوردمي شود. تبليغات سياسي وحزبي وگروهي دراين انجمن ممنوع است. بسياري ازدوستان و دشمنان اين گله را ازما دارند كه چرانسبت به اتفاقات سياسي و اجتماعي دروبلاگ واكنشي صورت نمي گيرد بايد عرض كنيم ما دراين وبلاگ جهت ارتقاي فرهنگ و ادبيات داستاني تلاش مي كنيم همين و همين وهمين.
8- افراد عضو وغير عضو مي توانند خبرها و نقدهاي خود را هم ارسال كنند تا درخبرگزاري و نقد ادبي چوك به نمايش دربيايد. پيشنهادات خودرا با دبيرانجمن درميان بگذارند .انجمن جهت معرفي آثارو فعاليت هاي شما اعضاي محترم ازهيچ كوششي دريغ نخواهد كرد.
9- نحوه ارسال داستان
دراين انجمن تمام علاقه مندان مي توانند داستان هاي خود را به نمايش بگذارند. براي نمايش، داستان شما بايد به صورت اتچ شده به ايميل دبيرانجمن ارسال شود. پنج روز پس از ارسال داستان به شما اطلاع داده خواهد شد كه آيا داستان شما تاييد شده و به نمايش درمي ايد يا خير. اگر بيش از پنج روز گذشت و خبري دريافت نكرديد به صورت كامنت خصوصي و يا ايميل ازدبيرانجمن پيگير جواب باشيد. اگرداستان شما مورد تاييد قرار گرفت كه درنوبت نمايش قرار مي گيرد. اما اگر داستان شما رد شد خواهشا سوال و جواب نكنيد. اين انجمن با وجود نزديك به 40 عضو و فعاليت ها و دغدغه هاي بسيار نمي تواند جوابگوي چرايي عدم نمايش داستان شما باشد.
10- نويسنده گرامي براي قبول و رد شرايط شما مختارهستيد و درصورتي كه شرايط راقبول كرديد ملزم به رعايت آن مي باشيد. اين شرايط جهت جلوگيري از هرگونه شبهه خدمتتان ارائه مي شود.
لطف كنيد اگر درتوانتان هست، با توجه به اين شرايط ما را همراهي كنيد و اگر دغدغه ها وفعاليت هايي داريد كه باعث مي شود كه شما حتي نتوانيد هفته اي يك باربراي داستان هاي انجمن كامنت درج كنيد لطفا تقاضاي عضويت نكنيد و وجهه هنري و شخصيتي خود را زير سوال نبريد.
پيشرفت شما هدف اصلي اين انجمن است.
باتشكر
مهدي رضايي- دبيرانجمن داستاني چوك