باسلام 

چند نکته قابل ذکر است که امیدواریم دوستان رعایت کنند.

۱- لطف کنید برای نقد داستان ها قبل ازاینکه نقد دیگر دوستان را بخوانید نظرخود را ارائه کنید تا نقد دیگران در نقد شما تاثیری نداشته باشد.

۲- از دوستان خود جهت نقدو بررسی داستان ها دعوت کنید. شما به عنوان عضو انجمن داستانی چوک می توانید به صورت کامنت یا ایمیل از دیگران جهت بازدید ازوبلاگ و نظردهی دعوت به عمل آورید.

۳- معرفی کتاب هایی که خوانده اید را فراموش نکنید. این کتاب ها را درکامنتی جداگانه برای دوستان معرفی کنید.

۴- دوستانی هم که شرایط عضویت و نقد داستان رو نادیده می گیرند درحال حذف هستند. این انجمن جای تفریح نیست.

۵- بررسی داستان ها برای نمایش دروبلاگ به آقای مصطفی مردانی سپرده شد. ازاین پس داستان های خود را برای آقای مردانی به آدرس زیر ارسال کنید. اگر تایید شد که نمایش داده می شود و اگر تایید نشود نقدی برداستان شما زده خواهد شد تا اشکالات داستان را برطرف کنید. براي اعلام تاييد يا رد داستان تا هفت روز صبركنيد.

mosiomard@gmail.com

 

لطفا برای هرداستان نظری جداگانه ارسال بفرمایید.

********************************************

فراموشی

همه چیز از روزی شروع شد که صاحب شرکتمان مرد . دستش را روی قلبش گذاشت و اخرین نفسش را کشید بعد هم سرش محکم خورد به میز.کارمند ها دورش جمع شدند من هم که سینی چای در دستم بود ان را روی میز گذاشتم . یک گوشه ایستادم و تماشا کردم .اسدی زد توی سرش می دانم چرا این کار ها را می کرد نزدیک وامش بود چند روز بیشتر نمانده بود نوبتش شود.مرادی را بگو که الکی فریاد می زد . خیلی شلوغش کرده بود. داد زد:باید برسونیمش بیمارستان

معلوم بود چرا دستپاچه شده  قرار بود معاون شود . قولش را از رییس گرفته بود .

کارمند ها دور رییس جمع شدندهمه شان دستپاچه بودند.

_تقی واینسا نیگا کن بیا کمک.

رفتم نزدیک تر دست اقا را گرفتم . می دانستم که مرده یکی از کارمند ها امد و مرا کنار زد و خودش دست اقا را گرفت تا بلندش کند . اخر رییس با همان دست حقوقش را اضافه کرده بود .هیچ کس توی شرکت نمانده بود . همه ی کارگر ها و کارمند ها اقا را برده بودند بیمارستان. می دانستم اقای رییس رفتنی است.رفتم توی اشپز خانه و برای خودم چای ریختم.چای را گذاشتم روی میز رییس . روی صندلی اش نشستم. صندلی اش خیلی راحت بود.

بله ،درست از همان موقع بود که فراموشی گرفتم.

 

نويسنده: مينوكلانتر مهدوي

ايميل نويسنده: kalantarmahdavim@yahoo.com

 ****************************************************

 راز بقا

از راه که میرسد، کت باران خورده اش را درمی آورد و می آویزد به پشتی صندلی و می رود می نشیند جلو شومینه، کنار آتش. آبجوئی برایش باز می کنم. سیگاری درمی آورد وکنار لب اش می گذارد و نگاهم می کند ومی خندد. امیر از اینکه برای کشیدن سیگار مجبور نیست در این باد و سرما، به بالکن برود راضی بنظر می رسد. برای همین پای تلفن گفته بود " می آیم بشرطی که شومینه را روشن کنی ". در هر حال می آمد. امیر را می شناسم. وقتی که احتیاج دارد دلش را خالی کند، دو تا گوش به فرمان گیر نیاورد، می ترکد. با گپ زدن های پای تلفن هم ارضاُ نمی شود. حتمن باید توی چشمهایت نگاه کند و هر از چند گاه میان کلامش بپرسد " نه، جان امیر دروغ می گویم؟ " و تو حتمن باید توی چشم هایش نگاه کنی و بگوئی " نه راست می گوئی ، می فهمم ". امیر را می شناسم ، از آن آخرین بازماندگان نسل دایناسور هاست . از آنها که دیگر نسل شان منقرض شده است .چطور بگویم ؟ این آدم انگار یک نیم قرنی از قافله تمدن عقب است. یک میلیون دلار پول نقد زبان بسته را ، بدون هیچ سفته و براتی ، بگذار پیش اش و برو، ده سال دیگر برگرد، بی هیچ کم وکاستی ، دو دستی تقدیمت می کند. این آدم هنوز هم به نان و نمک قسم می خورد.هنوز هم عباراتی نظیر دوستی، رفاقت، یک رنگی، شرافت بکار می برد! می گویم امیر تا کی می خواهی برخلاف جریان آب شنا کنی؟ می گوید تا زمانی که جریان آب رو بسمت لجنزار دارد. خوب ، می خواهید من چقدر این آدم را نصیحت کنم؟

حالا هم که آمده لالمونی گرفته، نشسته کنار آتش و دارد آبجو و سیگار را به هم پیوند می زند.امیر را می شناسم ، به محض اینکه کله اش گرم شود سفرهُ‌ی دلش باز خواهد شد.و هر آنچه را که در هشیاری نمی تواند ، به هوای مستی خواهد گفت. چیزی نمی گویم ، آبجو ام را برمیدارم و می نشینم پای تلویزیون به تماشای " راز بقا. "

گلهُ‌ گاو های غول پیکر در حال چرا هستند,و دامنهُ دشت، تا بی نهایت گسترده است. باید جائی در افریقا باشد. دوربین به گوشهُ دیگری زووم می کند.پلنگی ورزیده و قبراغ که بوی گوشت تازه به مشامش خورده است، درازکش در ﭙناه بته ها در کمین است و کوچکترین حرکت از سمت گله را زیر نظر دارد.  ﭙلنگ مسافت زیادی را سینه خیز با دقت و ظرافتی بی نظیر، آرام، آرام طی می کند و خود راپشت نزدیکترین بته، به گاو ها، جای میدهد۰

بی آنکه نگاه کنم از زیر چشم متوجه امیرهستم که خود را آهسته از سمت راست به سمت چپ شومینه می کشاند. از این زاویه دید بهتری به صحنه دارد. چیزی نمی گویم.پلنگ در انتخاب طعمه است. ابهت و صلابت اش ستایش آمیز است. ﭙر هیبت و هر آن مترصد حمله۰

تعدادی از گاو ها ظاهراُ بی اعتنا نشخوار می کنند. نمی دانم از اعتماد به نفس زیادی است یا از حماقت محض، و تعدادی دیگر که گوئی وجود خطر را احساس کرده باشند، سر بالا گرفته و نگران به سمت کمین گاه می نگرند.

معیار گزینش ﭙلنگ، بر چه مبنا است ؟. چاق وچله ترین است یا کم بنیه ترین ؟. کم سن وسال ترین است یا جدا افتاده ترین ؟. سکوت مرگباری بر دشت سایه می گسترد.تنها صدا، از آن لاشخورهائی است که بر آسمان دشت در حال ﭙروازند دقایق ﭙرالتهابی است . کدام بخت برگشته گاوی از این همه، لحظاتی دیگر به زیرﭙنجه های ﭙولادین این درندهُ قهار، از هم دریده خواهد شد؟ لحظات زیر سنگینی بار دلهره و اضطراب تب می کنند، و به آنی انفجار، ﭙلنگ چون صائقه ای به گله می زند و زمین به زیر ﭙای صد ها گاو هراسان ، به لرزه می افتد و قیامتی برپا می شود. ﭙلنگ، که گوئی طعمهُ خویش را از همان لحظات نخست بر گزیده باشد، در نبردی بی امان، عرصه را هر لحظه بر طعمهُ نگون بخت خویش تنگ تر می کند. واﭙسین گریز، واﭙسین تلاش، واﭙسین نفس، و سقوط و فوران خون و چشم های از وحشت دریده ....

با بخاک غلطیدن گاو تیره بخت بزیر ﭙنجه های آهنین پلنگ ،دیگر گاو ها از تکاﭙو می افتند و درهمان حول و حوش به نظاره می ایستند گوئی که با دادن یک قربانی از قبیله، خطرحداقل برای امروز، از مابقی دفع شده است. گاوی از آن میان ماغ می کشد و لاشخور ها از ارتفاع خود می کاهند۰

به امیر نگاه می کنم با دقت صحنه را دنبال می کند. نگاهم می کند و خود را عقب می کشد. آخرین پک را به سیگار می زند و می اندازد توی شعله های آتش. می گوید : این هاست که مرا آتش می زند می بینی؟

می گویم : مگر ﭙلنگ گناهی کرده است که گوشت خوار شده است ؟

می گوید : من با ﭙلنگ کاری ندارم تمام صحبت من بر سر گاو هاست! نگاه شان کن.!

نويسنده: علي رادبوی (آمریکا)

وبلاگ نویسنده: 

*****************************************************************

به نام خدا

باسلام به شما نويسنده گرامي

انجمن داستاني چوك يك گردهمايي مجازي و حقيقي است. گرد همايي مجازي توسط وبلاگ انجمن صورت مي گيرد. هر جمعه داستاني از اعضا به نمايش در مي آيد وتوسط ديگر اعضا و مهمانان انجمن نقدو بررسي مي شود.گردهمايي حقيقي هم جلسات هفتگي است كه به دلايلي هنوزميسرنيست وسعي مي كنيم جلسات خودمان راروزهاي جمعه درمكان هاي تفريحي برگزاركنيم كه مكان و زمان اين گردهمايي دروبلاگ اطلاع رساني مي شود. اين گردهمايي چه درحالت مجازي چه درحالت حقيقي به طوركامل جدي وبا برنامه است.

اين انجمن پس ازسه سال فعاليت مستمرهرنوع داستاني را به نمايش گذاشته است. اما ازآنجا كه هرحركتي بايد روبه پيشرفت باشد،تغييراتي جهت فعاليت حرفه اي تروتخصصي ترانديشيده شده كه درادامه ملاحظه مي فرماييد.ازآنجا كه فقط افراد فعال درزمينه ادبيات داستاني را پذيرا هستيم به شرايط درج شده در ذيل توجه نماييد و اگر توانايي رعايت همين شرايط ساده را داريد، مي توانيد به عضويت انجمن ادامه دهيد ودرغيراين صورت لطفا نه ما راچشم به راه نقدها و فعاليت هاي خود بگذاريد نه وجهه شخصيتي و هنري خودتان را زيرسوال ببريد. به عقيده ما کیفیت این انجمن بهتر از کمیت آن است.

1- انجمن داستاني چوك متعلق به هيچ سازمان و نهاد خاصي نيست و برخواسته از عده اي جوان دوستدار ادبيات است كه قصد دارند دركنار هم باشند تا انگيزه بيشتري براي خود و ديگران به وجود بياورند. هيچ كس در اين انجمن حق توهين به هيچ يك از اعضا را ندارد و در مقوله نقد بايد به نقد ديگران احترام گذاشته شود هرچند كه نقد ابراز شده از نظر تخصصي كاملا غلط باشد. دلیلش این است كه ما نويسنده را داري فهم و شعور مي دانيم و معتقديم كه نقد درست و نادرست نقد را به خوبي تشخيص مي دهد. عقايد هركس قابل احترام است و هيچ كس حق مجادله دررابطه با عقايد ديگران را ندارد. هركس ازمنظري به داستان مي پردازد. درست يا غلط، به عهده نويسنده است كه بپذيرد يا رد كند. كليه نقدها ونظرات و اعتراض هاي خود را در رابطه با مديريت و عملكرد مي توانيد به صورت كامنت خصوصي ويا ايميل به دبيرانجمن ابراز نماييد.

2-     كسي كه داستانش در وب به نمايش درمي آيد حق دفاع از داستانش را ندارد. در غيراين صورت دفاعيه او از قسمت نظرات پاك خواهد شد. دبيرانجمن درصورت لزوم از داستان دفاع خواهد كرد. درآخرين روز نمايش داستان به نويسنده هم فرصت داده خواهد شد كه به نقدهاي داده شده در نهايت ادب و احترام پاسخ بدهد.

3-     اين انجمن محفلي براي همبستگي و ارتباط دوستانه است كه از سراسر ايران و ديگر كشورها دريك جا جمع شده اند. وقتي داستاني در وب قرار مي گيرد نويسنده از تمامي اعضاي انجمن انتظار نقدونظردارد تا نقاط ضعف و نقاط قوت خود را بهتر بشناسد. مهمترين وظيفه اعضا نقد و نظر جهت داستان است درغير اين صورت عضو بودن هيچ معنا و مفهومي ندارد. اين مهمترين اصل اين انجمن است. عضويت شما دراين انجمن يك تعهد ادبي- اخلاقي به خودتان و ديگران مي باشد. درج نام شما دروبلاگ و عضويت درانجمن يعني عضوي ازاتحاد وهمدلي جهت پيشرفت يكديگر.  

4- درصورت عدم همكاري با انجمن با اطلاع به عضو نام او از ليست پاك خواهد شد و ديگر آن فرد در جريان فعاليت هاي انجمن  قرارنخواهد گرفت. هرعضوي كه سه هفته پشت سرهم بدون عذر موجه شرايط انجمن را نقض كند و از درج نظرخودداري كند، بلافاصله درهفته چهارم از ليست عضويت حذف مي شوند. هر فردي بنا به هردليلي كه قصد همكاري با انجمن داستاني چوك را ندارد مي تواند با اعلام به دبيرانجمن كناره گيري خود را اعلام كند.

5-  انجمن داستاني چوك  قصد داردساليانه مجموعه داستاني از داستان هاي با ارزش اعضا به چاپ برساند. اين داستان ها با توجه به قوت داستان و فعاليت خود نويسنده  درانجمن و با رضايت خود نويسنده صورت خواهد گرفت. اين يك تصميم گرفته شده است اما به انجام رساندنش كار راحتي نيست. درصورت انجام نشدن اين مورد اميدواريم مورد سرزنش قرار نگيريم. اما براي اين مهم نهايت تلاش خودرا انجام خواهیم داد.

6-      عضویت در گروه گوگل انجمن به معنای عضویت درانجمن نیست. متقاضی عضویت باید مقررات و شرایط و وظایف را مطالعه کند و درصورتی که موافق مندرجات درآن بوداز طریق ایمیل یا کامنت خصوصی یا اس ام اس ازدبیرانجمن تقاضای فرم عضویت کند. زمانی که متقاضی فرم عضویت را تکمیل وبرای دبیرانجمن ارسال کرد و ازسوی انجمن مورد تایید قرارگرفت آن زمان فرد می تواند خود را عضو انجمن بداند.  توجه فرماييد كه شماره تلفن و اطلاعات شخصي  شما فقط  دراختيار دبيرانجمن است وبدون اجازه شما به غير داده نخواهدشد.

۷-     با هرگونه فعاليت و نظردهي خارج از محيط ادبيات داستاني به شدت برخوردمي شود. تبليغات سياسي وحزبي وگروهي دراين انجمن ممنوع است. بسياري ازدوستان و دشمنان اين گله را ازما دارند كه چرانسبت به اتفاقات سياسي و اجتماعي دروبلاگ واكنشي صورت نمي گيرد بايد عرض كنيم ما دراين وبلاگ جهت ارتقاي فرهنگ و ادبيات داستاني تلاش مي كنيم همين و همين وهمين. 

8-  نحوه ارسال داستان

طبق قانون جديد انجمن، ازنمايش داستان هاي افراد غيرعضو معذوريم. مگردرمواردي خاص مانند دوستاني كه سال هاست ما را همراهي مي كنند اما عضو نيستند كه اين به تشخيص دبيرانجمن برمي گردد. براي نمايش، داستان شما بايد به صورت اتچ شده((word 2003 به ايميل دبيرانجمن ارسال شود. پنج روز پس از ارسال داستان به شما اطلاع داده خواهد شد كه آيا داستان شما تاييد شده يا خير. اگر بيش از پنج روز گذشت و خبري دريافت نكرديد به صورت كامنت خصوصي و يا ايميل ازدبيرانجمن پيگير جواب باشيد. اگرداستان شما مورد تاييد قرار گرفت كه درنوبت نمايش قرار مي گيرد. اما اگر داستان شما رد شد خواهشا سوال و جواب نكنيد. اين انجمن با وجود نزديك به بيش از40 عضو و فعاليت ها و دغدغه هاي بسيار نمي تواند جوابگوي چرايي عدم نمايش داستان شما باشد.

10-  نويسنده گرامي براي قبول و رد شرايط شما مختار هستيد و در صورتي كه شرايط را قبول كرديد ملزم به رعايت آن مي باشيد. اين شرايط جهت جلوگيري از هرگونه شبهه خدمتتان ارائه مي شود.

لطف كنيد اگر درتوانتان هست، با توجه به اين شرايط ما را همراهي كنيد و اگر دغدغه ها وفعاليت هايي داريد كه باعث مي شود كه شما حتي نتوانيد هفته اي يك باربراي داستان هاي انجمن كامنت درج كنيد لطفا تقاضاي عضويت نكنيد و وجهه هنري و شخصيتي خود را زير سوال نبريد.

 

وظایف انجمن درقبال اعضا

منظور از اعضا، اعضایی هستند که بیش ازچهار ماه  یار و همراه انجمن بوده اند. انجمن در قبال اعضایی که به تازگی عضو شده اند  تا از امکانات انجمن استفاده کنند وظیفه ای ندارد.

1- انجمن داستانی چوک درقبال اعضا موظف است که آثارشان را دروبلاگ ،نشریه الکترونیک انجمن و دیگرنشریات درصورت امکان منتشرکند و درجهت معرفی نویسندگان کوشا باشد.

2- انجمن داستانی چوک درقبال اعضا موظف است که درتبلیغات آثارچاپ شده اعضای انجمن کوشا باشد. 

3- انجمن داستانی چوک درقبال اعضا موظف است که کتاب و مجلات و محصولات منتشرشده ازسوی انجمن را با تخفیف به اعضا تقدیم کند.

4- انجمن داستانی چوک درقبال اعضا موظف است تایید یا عدم تایید داستان اعضا را جهت نمایش دروبلاگ یا انتشاردرمجله حداکثرتا یک هفته به عضو اعلام کند.  

5- انجمن داستانی چوک موظف است که برای برنامه های خود اعم ازمجله الکترونیک ، نمایش داستان دروبلاگ و .... ،نویسندگان با عضویت بیش از 6 ماه را دراولویت قراردهد. 

6- انجمن درقبال مسائل شخصی وخانوادگی ورفاقتی اعضا وهرچیزی درخارج ازحوزه ادبیات داستانی هیچ وظیفه ومسئوليتي ندارد.

 

وظایف اعضا درقبال انجمن ودیگراعضا

1- عضو درقبال انجمن و اعضا موظف است که داستان های منتشرشده دروبلاگ را مورد نقد و بررسی قراردهد.

2- عضو درقبال انجمن واعضا موظف است که انجمن را با توجه به شرایط و قوانین به دیگران معرفی کند و از معرفی خودسرانه، بزرگ نمایی و کوچک نمایی و دگرنمایی فعالیت های انجمن خودداری کند.

3- عضو درقبال انجمن واعضا موظف است که فعالیت مستمرداشته باشد وحداکثرقطع ارتباط می تواند سه هفته باشد. درصورتی که بیش از سه هفته ارتباط عضو با انجمن وصورت بگیرد دبیرانجمن اختیاردارد که عضورا ازفعالیت های انجمن حذف کند.

4- عضو درقبال انجمن موظف است که اگربه دلایل مختلف بیش از این مدت (سه هفته) نمی تواند با انجمن همکاری کند حتما مراتب رابه دبیرانجمن اطلاع دهد تا ازلغو عضویت خود جلوگیری کرده باشد. اگر عضوی لغو عضویت شود می تواند یک باردیگردرخواست عضویت کند ولی برای بارسوم امکان پذیرنیست. 

5-  عضوموظف است که شبکه های اینترنتی انجمن را درشبکه های شخصی خود لینک کند ودرمعرفی انجمن به دیگران درحد بضاعت خود تلاش کند.

 

                      پيشرفت شما هدف اصلي اين انجمن است.

                                             باتشكر

                        مهدي رضايي- دبيرانجمن داستاني چوك

                           Mehdi_rezayi_mehdi@yahoo.com