نویسنده: علیرضا باقری
باسلام
چند نکته قابل ذکر است که امیدواریم دوستان رعایت کنند.
۱- لطف کنید برای نقد داستان ها قبل ازاینکه نقد دیگر دوستان را بخوانید نظرخود را ارائه کنید تا نقد دیگران در نقد شما تاثیری نداشته باشد.
۲- از دوستان خود جهت نقدو بررسی داستان ها دعوت کنید. شما به عنوان عضو انجمن داستانی چوک می توانید به صورت کامنت یا ایمیل از دیگران جهت بازدید ازوبلاگ و نظردهی دعوت به عمل آورید.
۳- معرفی کتاب هایی که خوانده اید را فراموش نکنید. این کتاب ها را درکامنتی جداگانه برای دوستان معرفی کنید.
۴- دوستانی هم که شرایط عضویت و نقد داستان رو نادیده می گیرند درحال حذف هستند. این انجمن جای تفریح نیست.
۵- داستان های خود را برای نمایش در انجمن داستانی چوک به دبیرانجمن ایمیل کنید. متاسفانه آقای مردانی قادر به بررسی داستان ها نیستند و ازاین پش هیچ رابطه ای با انجمن داستانی چوک ندارند.
موفق باشید.
****************************************************
جریان سیال
-علیرضای لعنتی!
و مشت محکمی را حواله دهانم می کند. خون جمع شده حالم را به هم می زند. می خواهم همه آن را، رویش تف کنم. اما فقط می خندم. مادر بزرگم می گوید دهنت سوراخ داره بچه! عذاب وجدان از چشم هایش فواره می زند ولی دوباره که مرا می بیند خون خونش را می خورد. بدون اینکه به من نگاه کند بدون اینکه دستش به من بخورد، از جیبش دستمالی بیرون می آورد و خون کنار دهانم را پاک می کند. نوک انگشتانش با اکراه دستمال را روی پوستم می کشند. لااقل آنها از مفصل هایش مهربان ترند. لعنتی همه چیز از همین نوک انگشت های کوفتی شروع می شود دیگر. از زمانی که می آیی و تا زمانی که می روی، ده تن آدمیزاده ی سخن گوی بی دهان آرامت نمی گذارند. دوباره دستمال را تا می زند و درون جیبش می گذارد. به کفش هایم نگاه می کند. آرامش قبل طوفان که می گویند اینجاست. جریان سیال خون را می بینم که چطور از قلبش به سرش، به گوشش و به چشم هایش می رسد. جریان سیال عصبی را می بینم که چگونه از مغزش، از نخاعش می گذرد و به پایش می رسد و پایش را می بینم که درست می خورد به زانویم. همه اینها در یک لحظه. و لحطه ای بعد آوار شدن پیام های کوفتی عصبی در مغزم. مغزی که بی خودترین عضو تنم است. می دانی پسر جان دردهایی وحشتناک تر از درد تن هم هست، درد تن درد جسم است و درد جسم، درد ماده. و تو آیا ماده ای؟
- لعنتی، لعنتی، لعنتی ... چقدر دیگر دوام می آوری؟! ... حرومزاده ...
و سفیدی چشمانش سرخ و سرخ می شود و گونه هایش خیس و خیس. دلم برایش می سوزد. خیلی هم می سوزد. حق دارد و حق دارم. انتقام لذیذترین لذت دنیاست. بگذار لذت ببرد، مگر من نبردم. خون آرام آرام از گوشه لبش جاری می شود. وای که حتی مرگش هم با شکوه و زیباست. ای کاش دوباره زنده می شد تا دوباره می کشتمش. تا دوباره خون از پهنای صورت زیبا و پر طعنه و هوسش سرازیر می شد. حدس می زدم به همین باشکوهی باشد. اما در دلم ترجیح می دادم با همین انگشتان لعنتی ام خفه اش کنم. پرلذت ترین انتقام دنیا. جانش را ذره ذره می دیدم که دارد کم می شود. با همین انگشت های لعنتی و کشیده ام. با همین دست هایم که همه چیز را شروع کرد تمامش کنم. با همین سرمایی که با دستانش گرم شد.
- کثافت. تو چقدر خونسردی .... عوضی ی ی ی!
بچه تو چقدر خونسردی! کفشتو بپوش الان زنگت می خوره. صدای کوفتی اش گوشم را می آزارد. وای خدایا! علیرضا تو چقدر خونسردی ... پا شو یه تکونی به خودت بده. کارشون داره تمام می شه ها! همین روزهاست که پیام با یک جعبه شیرینی بیاد در اتاق و بگه ... . دلم می خواهد گلوی پیام را با دندان هایم پاره کنم. اما نمی کنم. گذاشتم دست هایم را ببندد و حالا هم می گذارم مرا بزند. می گذارم دست این بچه خوشگل سوسول به خون باز شود. می خواهم بدانم چقدر جرات دارد.
می آید جلوتر و سرش را می گذارد روی شانه ام. سرش را می گذارد روی شانه ام. موهایش بوی مریم می دهند. رنگشان رنگ گندم. از کودکی عاشق گندم بودم. آرام کنار گوشش می گویم گندم. همیشه که اسمش را می برم تاریخ برایم زنده می شود. احساس می کنم ستون های غرش عقلم شروع به لرزیدن می کند. می خواهم بگویم بچه قرتی موهایت خراب نشود. اما نمی توانم. زبانم پاره شده. فکر کنم سومین بار است. بچه تو که نمی تونی فوتبال بازی کنی چرا می ری تا دوباره زبونت پاره بشه. شانه ام خیس می شود. کنار گوشم می گوید علیرضا. کنار گوشش دوباره می گویم گندم. می گوید علیرضا ... یادت می آد روز اول چقدر با هم رفیق شدیم؟! چقدر با هم خوب بودیم؟! می گوید تورا دوست دارم ولی نه مثل پیام. (ولی درون چشم هایش چیزی غریبه است. غریبه ای که خوب می شناسمش.)
می گوید علیرضا چرا من، چرا گندم، چرا تو، لعنتی چرا ما؟!
شانه ام خیس تر می شود. دلم برایش می سوزد. بدجوری هم می سوزد. باید ببینم می تواند وقتی شانه ای نداشته باشد تحمل کند. شانه ام را از زیر سرش می کشم. ناله اش قطع می شود. برمی گردد و به من پشت می کند. دماغش را بالا مب کشد. جریان های سیال را می بینم. دوباره بر می گردد. ناگهان از او می ترسم. نعره می زند: کجاست؟ با چشم به گوشه ای اشاره می کنم. در تاریکی غرق می شود و بر می گردد. در دستش چاقویی است. دسته اش طلا کاری شده و تیغه اش هم تراش خورده. خون بسته رویش دیده می شود. می آید و جلوی من می ایستد. این بار با تمام جراتش به تخم چشمانم نگاه می کند. لحظه ای برقی می آید و لحظه ای دیگر خون از کنار لبش پایین می آید. چقدر زیباست. حتی حالا هم که مرده زیباست. پیکرش پر طعنه تر و رویش پر نقش تر از قبل. نه! اینگونه نباید تمام می شد. نباید جراتش را به رویم می کوبید. نباید با آنچه من در دست گرفته ام، آنچه که اثر انگشت من را دارد، آنچه که خون بسته گندم را دارد این کار را بکند. کنار گوشش می گویم گندم. نه نمی خواهم اشک هایم بیایند. نمی خواهم خونهای صورتم را بشویند. نمی خواهم انگونه تمام شود. نمی خواهم خون بسته گندم گندم با خون گرم پیام هم بستر شود. جیغ می کشم:
- نمی خواهم.
نویسنده : علیرضا باقری
وبلاگ نویسنده : http://thestory.persianblog.ir/
*************************************************************
به نام خدا
باسلام به شما نويسنده گرامي
انجمن داستاني چوك يك گردهمايي مجازي و حقيقي است. گرد همايي مجازي توسط وبلاگ انجمن صورت مي گيرد. هر جمعه داستاني از اعضا به نمايش در مي آيد وتوسط ديگر اعضا و مهمانان انجمن نقدو بررسي مي شود.گردهمايي حقيقي هم جلسات هفتگي است كه به دلايلي هنوزميسرنيست وسعي مي كنيم جلسات خودمان راروزهاي جمعه درمكان هاي تفريحي برگزاركنيم كه مكان و زمان اين گردهمايي دروبلاگ اطلاع رساني مي شود. اين گردهمايي چه درحالت مجازي چه درحالت حقيقي به طوركامل جدي وبا برنامه است.
اين انجمن پس ازسه سال فعاليت مستمرهرنوع داستاني را به نمايش گذاشته است. اما ازآنجا كه هرحركتي بايد روبه پيشرفت باشد،تغييراتي جهت فعاليت حرفه اي تروتخصصي ترانديشيده شده كه درادامه ملاحظه مي فرماييد.ازآنجا كه فقط افراد فعال درزمينه ادبيات داستاني را پذيرا هستيم به شرايط درج شده در ذيل توجه نماييد و اگر توانايي رعايت همين شرايط ساده را داريد، مي توانيد به عضويت انجمن ادامه دهيد ودرغيراين صورت لطفا نه ما راچشم به راه نقدها و فعاليت هاي خود بگذاريد نه وجهه شخصيتي و هنري خودتان را زيرسوال ببريد. به عقيده ما کیفیت این انجمن بهتر از کمیت آن است.
1- انجمن داستاني چوك متعلق به هيچ سازمان و نهاد خاصي نيست و برخواسته از عده اي جوان دوستدار ادبيات است كه قصد دارند دركنار هم باشند تا انگيزه بيشتري براي خود و ديگران به وجود بياورند. هيچ كس در اين انجمن حق توهين به هيچ يك از اعضا را ندارد و در مقوله نقد بايد به نقد ديگران احترام گذاشته شود هرچند كه نقد ابراز شده از نظر تخصصي كاملا غلط باشد. دلیلش این است كه ما نويسنده را داري فهم و شعور مي دانيم و معتقديم كه نقد درست و نادرست نقد را به خوبي تشخيص مي دهد. عقايد هركس قابل احترام است و هيچ كس حق مجادله دررابطه با عقايد ديگران را ندارد. هركس ازمنظري به داستان مي پردازد. درست يا غلط، به عهده نويسنده است كه بپذيرد يا رد كند. كليه نقدها ونظرات و اعتراض هاي خود را در رابطه با مديريت و عملكرد مي توانيد به صورت كامنت خصوصي ويا ايميل به دبيرانجمن ابراز نماييد.
2- كسي كه داستانش در وب به نمايش درمي آيد حق دفاع از داستانش را ندارد. در غيراين صورت دفاعيه او از قسمت نظرات پاك خواهد شد. دبيرانجمن درصورت لزوم از داستان دفاع خواهد كرد. درآخرين روز نمايش داستان به نويسنده هم فرصت داده خواهد شد كه به نقدهاي داده شده در نهايت ادب و احترام پاسخ بدهد.
3- اين انجمن محفلي براي همبستگي و ارتباط دوستانه است كه از سراسر ايران و ديگر كشورها دريك جا جمع شده اند. وقتي داستاني در وب قرار مي گيرد نويسنده از تمامي اعضاي انجمن انتظار نقدونظردارد تا نقاط ضعف و نقاط قوت خود را بهتر بشناسد. مهمترين وظيفه اعضا نقد و نظر جهت داستان است درغير اين صورت عضو بودن هيچ معنا و مفهومي ندارد. اين مهمترين اصل اين انجمن است. عضويت شما دراين انجمن يك تعهد ادبي- اخلاقي به خودتان و ديگران مي باشد. درج نام شما دروبلاگ و عضويت درانجمن يعني عضوي ازاتحاد وهمدلي جهت پيشرفت يكديگر.
4- درصورت عدم همكاري با انجمن با اطلاع به عضو نام او از ليست پاك خواهد شد و ديگر آن فرد در جريان فعاليت هاي انجمن قرارنخواهد گرفت. هرعضوي كه سه هفته پشت سرهم بدون عذر موجه شرايط انجمن را نقض كند و از درج نظرخودداري كند، بلافاصله درهفته چهارم از ليست عضويت حذف مي شوند. هر فردي بنا به هردليلي كه قصد همكاري با انجمن داستاني چوك را ندارد مي تواند با اعلام به دبيرانجمن كناره گيري خود را اعلام كند.
5- انجمن داستاني چوك قصد داردساليانه مجموعه داستاني از داستان هاي با ارزش اعضا به چاپ برساند. اين داستان ها با توجه به قوت داستان و فعاليت خود نويسنده درانجمن و با رضايت خود نويسنده صورت خواهد گرفت. اين يك تصميم گرفته شده است اما به انجام رساندنش كار راحتي نيست. درصورت انجام نشدن اين مورد اميدواريم مورد سرزنش قرار نگيريم. اما براي اين مهم نهايت تلاش خودرا انجام خواهیم داد.
6- عضویت در گروه گوگل انجمن به معنای عضویت درانجمن نیست. متقاضی عضویت باید مقررات و شرایط و وظایف را مطالعه کند و درصورتی که موافق مندرجات درآن بوداز طریق ایمیل یا کامنت خصوصی یا اس ام اس ازدبیرانجمن تقاضای فرم عضویت کند. زمانی که متقاضی فرم عضویت را تکمیل وبرای دبیرانجمن ارسال کرد و ازسوی انجمن مورد تایید قرارگرفت آن زمان فرد می تواند خود را عضو انجمن بداند. توجه فرماييد كه شماره تلفن و اطلاعات شخصي شما فقط دراختيار دبيرانجمن است وبدون اجازه شما به غير داده نخواهدشد.
۷- با هرگونه فعاليت و نظردهي خارج از محيط ادبيات داستاني به شدت برخوردمي شود. تبليغات سياسي وحزبي وگروهي دراين انجمن ممنوع است. بسياري ازدوستان و دشمنان اين گله را ازما دارند كه چرانسبت به اتفاقات سياسي و اجتماعي دروبلاگ واكنشي صورت نمي گيرد بايد عرض كنيم ما دراين وبلاگ جهت ارتقاي فرهنگ و ادبيات داستاني تلاش مي كنيم همين و همين وهمين.
8- نحوه ارسال داستان
طبق قانون جديد انجمن، ازنمايش داستان هاي افراد غيرعضو معذوريم. مگردرمواردي خاص مانند دوستاني كه سال هاست ما را همراهي مي كنند اما عضو نيستند كه اين به تشخيص دبيرانجمن برمي گردد. براي نمايش، داستان شما بايد به صورت اتچ شده((word 2003 به ايميل دبيرانجمن ارسال شود. پنج روز پس از ارسال داستان به شما اطلاع داده خواهد شد كه آيا داستان شما تاييد شده يا خير. اگر بيش از پنج روز گذشت و خبري دريافت نكرديد به صورت كامنت خصوصي و يا ايميل ازدبيرانجمن پيگير جواب باشيد. اگرداستان شما مورد تاييد قرار گرفت كه درنوبت نمايش قرار مي گيرد. اما اگر داستان شما رد شد خواهشا سوال و جواب نكنيد. اين انجمن با وجود نزديك به بيش از40 عضو و فعاليت ها و دغدغه هاي بسيار نمي تواند جوابگوي چرايي عدم نمايش داستان شما باشد.
10- نويسنده گرامي براي قبول و رد شرايط شما مختار هستيد و در صورتي كه شرايط را قبول كرديد ملزم به رعايت آن مي باشيد. اين شرايط جهت جلوگيري از هرگونه شبهه خدمتتان ارائه مي شود.
لطف كنيد اگر درتوانتان هست، با توجه به اين شرايط ما را همراهي كنيد و اگر دغدغه ها وفعاليت هايي داريد كه باعث مي شود كه شما حتي نتوانيد هفته اي يك باربراي داستان هاي انجمن كامنت درج كنيد لطفا تقاضاي عضويت نكنيد و وجهه هنري و شخصيتي خود را زير سوال نبريد.
وظایف انجمن درقبال اعضا
منظور از اعضا، اعضایی هستند که بیش ازچهار ماه یار و همراه انجمن بوده اند. انجمن در قبال اعضایی که به تازگی عضو شده اند تا از امکانات انجمن استفاده کنند وظیفه ای ندارد.
1- انجمن داستانی چوک درقبال اعضا موظف است که آثارشان را دروبلاگ ،نشریه الکترونیک انجمن و دیگرنشریات درصورت امکان منتشرکند و درجهت معرفی نویسندگان کوشا باشد.
2- انجمن داستانی چوک درقبال اعضا موظف است که درتبلیغات آثارچاپ شده اعضای انجمن کوشا باشد.
3- انجمن داستانی چوک درقبال اعضا موظف است که کتاب و مجلات و محصولات منتشرشده ازسوی انجمن را با تخفیف به اعضا تقدیم کند.
4- انجمن داستانی چوک درقبال اعضا موظف است تایید یا عدم تایید داستان اعضا را جهت نمایش دروبلاگ یا انتشاردرمجله حداکثرتا یک هفته به عضو اعلام کند.
5- انجمن داستانی چوک موظف است که برای برنامه های خود اعم ازمجله الکترونیک ، نمایش داستان دروبلاگ و .... ،نویسندگان با عضویت بیش از 6 ماه را دراولویت قراردهد.
6- انجمن درقبال مسائل شخصی وخانوادگی ورفاقتی اعضا وهرچیزی درخارج ازحوزه ادبیات داستانی هیچ وظیفه ومسئوليتي ندارد.
وظایف اعضا درقبال انجمن ودیگراعضا
1- عضو درقبال انجمن و اعضا موظف است که داستان های منتشرشده دروبلاگ را مورد نقد و بررسی قراردهد.
2- عضو درقبال انجمن واعضا موظف است که انجمن را با توجه به شرایط و قوانین به دیگران معرفی کند و از معرفی خودسرانه، بزرگ نمایی و کوچک نمایی و دگرنمایی فعالیت های انجمن خودداری کند.
3- عضو درقبال انجمن واعضا موظف است که فعالیت مستمرداشته باشد وحداکثرقطع ارتباط می تواند سه هفته باشد. درصورتی که بیش از سه هفته ارتباط عضو با انجمن وصورت بگیرد دبیرانجمن اختیاردارد که عضورا ازفعالیت های انجمن حذف کند.
4- عضو درقبال انجمن موظف است که اگربه دلایل مختلف بیش از این مدت (سه هفته) نمی تواند با انجمن همکاری کند حتما مراتب رابه دبیرانجمن اطلاع دهد تا ازلغو عضویت خود جلوگیری کرده باشد. اگر عضوی لغو عضویت شود می تواند یک باردیگردرخواست عضویت کند ولی برای بارسوم امکان پذیرنیست.
5- عضوموظف است که شبکه های اینترنتی انجمن را درشبکه های شخصی خود لینک کند ودرمعرفی انجمن به دیگران درحد بضاعت خود تلاش کند.
پيشرفت شما هدف اصلي اين انجمن است.
باتشكر
مهدي رضايي- دبيرانجمن داستاني چوك