نویسنده: محمود خداوردی
لوطي صالح
آن روز همه بازارچه مي دانستند رشيدخان بزرگ محله صابون پزخانه صبح زود و سفيده نزده، رفته است در خانه لوطي و براق شده توي صورتش و هر چه ليچار و ناسزا بلد بوده، نثارش كرده است. اكبر خان سلاخ محله هم پيغام داده بود كه : لوطي بايد جل و پلاسشو جمع كنه و از محله بره، و گرنه خونش پاي خودشه.
از بالاي تكيه دولت تا پائين گار ماشين همه لوطي را مي شناختند. چشم هايي درشت و سبز، سبيل هايي حنايي رنگ، موهايي شلال و قد و قواره اي مقبول داشت. هر روز صبح شال ترمه اي را به كمر مي بست، كلاه نمدي اش را به سر مي گذاشت و با انترش راه مي افتد توي محلّه ها.
از همان روزهايي كه ديگر باران نمي باريد و مردم راه مي افتادند توي بيابان هاي شهرري و دست به آسمان بلند مي كردند تا باراني ببارد،زندگي لوطي هم طور ديگري شده بود. توي محله چو انداخته بودند كه : لوطي در سردابه منزلش شراب انداخته است.
گزمه پيري كه سالهاي سال لوطي را مي شناخت،براي اينكه از قافله عقب نماند گفته بود: مطرب جماعت،دين ندارد. خودش هم احساس خوبي نداشت، وقتي به آدم هاي دور و برش كه نيش دار به او نگاه مي كردند،خيره مي شد مهره هاي پشتش تير مي كشيد. فكر مي كرد شايد يكي از شب ها كه خسته و كوفته به خانه اش بر مي گردد، كسي دشنه تيزي يا درفشي فولادي را توي تاريكي فرو كند به پهلويش.
لوطي روزها كمتر توي محلّه آفتابي مي شد و بيشتر در خانه اش مي ماند. بغضي راه گلويش را بسته بود. همدم و مونس او انترش بود كه روزها را به شب مي رساند.شب ها پاورچين پاورچين ازخانه بيرون مي آمد و باپاهايي لرزان مي رفت باغ ايلچي كنارسقاخانه شاه مراد و شمع روشن مي كرد.زمزمه مي كرد. ضجه مي زد. گريه مي كرد و بعداشك بودكه پهناي صورتش رامي پوشاند.
يكي از همان شبها كه لوطي جلوي سقاخانه ايستاده بود، مسّيب شبگرد او را ديده بود و بناي ليچار را گذاشته بود:
-گربه عابدوزاهدشدي لوطي.؟
لوطي جوابش رانداده بود.
مسيّب صدايش رابلند كرده بود: تو دلت چي مي گذره لوطي ؟ ميخواي اينقده اينجاها بموني كه روز مردم مث شب تارشه ؟
لوطي زير لب چيزي را زمزمه كرده بود. مسيّب هم چوب دستي اش را كشيده بود روي لوطي و با پرخاش گفته بود: يه تنبك زدي زير بغلت با انتري كه از سروروش نكبت مي باره، راه مي افتي تو كوچه و بازار كه چي؟ كه گه بزني به زندگي شون ؟
و لوطي حرف خودش را زده بود: همه تون دروغ مي گين. روي لباتون اسم خدا و پيغبره،اما شيطون گوشه دلاتون عمارت هفت طبقه ساخته.
به همين خاطر بود كه رشيد خان صبح زود و سفيده نزده، رفته بود در خانه لوطي و براق شده بود توي صورتش و هر چه ليچار و ناسزا بلد بود، نثارش كرده بود. لوطي بدنام شده بود. زير گذر حاج نايب و كوچه ارامنه حكايت لوطي دهان به دهان مي گشت. قهر آسمان و نيامدن باران را با سرخوشي هاي لوطي و تنبك و انترش يكي كرده بودند.
ديگر معركه نمي گرفت، با ترس و لرز از كوچه هاي باريك عودلاجان گذر مي كرد و مي رفت كوچه جهودها، پيش دانيال دوستي قديمي كه پرنده مي فروخت.
بار آخر كه رفته بود آنجا، نشسته بود روي چهار پايه اي چوبي و دانيال برايش چاي ريخته بود. لوطي رنگ به صورت نداشت و پاهايش مي لرزيد. انترش كز كرده و گوشه اي نشسته بود. لوطي چشم از پرنده ها بر نمي داشت.
دانيال زده بود روي شانه لوطي و با خنده گفته بود: لوطي ديگه تو اين دور و زمونه سكه امون خريداري نداره. قديمي شده بعضي حرف ها.
و لوطي دستمال پيچازي اش را از جيب در آورده و عرق پيشاني اش را پاك كرده بود. به دانيال حرف دلش را واگو كرده بود : سكّه ما سكّه اصحاب كهفه. خدا خيرشون بده. همه قداره ها روبراي لوطي از رو بستن. انگار فقط من يكي هستم كه دنيا رو براشون تنگ كردم.
سر آخر پرنده اي از دانيال گرفته بود و توي كوچه رهايش كرده بود. نزديك منزل كه مي رسد ، توي كوچه حمام چال جلويش را مي گيرند و نمي گذارند قدم از قدم بردارد.
لوطي كه مي بيند دوره اش كرده اند و ديگر نمي تواند از معركه اشان بگريزد ،مي رود وسط ميدانچه روي سكويي كوچكي مي نشيند. عبايش را روي سر مي كشد و تنبكش را زير بغل مي زند و شروع مي كند به نواختن .انترش جست مي زند و از زير عبا خودش را مي كشاند روي زانوي لوطي.ضرب اوج مي گيرد. آرام چيزي زير پوستش مي دود. شانه ها مي لرزند و هيچ كس جرئت نمي كند نزديكش برود.
زير طاقي ميدانچه، رف هاي خاك گرفته، كاشي هاي فيروزه رنگ و نقش و نگارهاي تو در تو از صداي مويه لوطي به لرزه در مي آيند . آسمان تيره و تار مي شود.رعد و برق مي زند و نم نم دانه هاي ريز باران روي شيرواني هاي كنگره دار بازارچه مي خورد. اهالي بازارچه بوي خاك باران خورده را حس مي كنند.
عباي لوطي از سرش مي افتد. انترش جيغي مي زند و خود را بالاي شانه لوطي مي رساند و با دست هاي پشمالويش سرو صورت او را نوازش مي كند.
باران ضرب گرفته است.
نویسنده: محمود خداوردی
*************************************************
به نام خدا
باسلام به شما نويسنده گرامي
انجمن داستاني چوك يك گردهمايي مجازي و حقيقي است. گرد همايي مجازي توسط وبلاگ انجمن صورت مي گيرد. هر جمعه داستاني از اعضا به نمايش در مي آيد وتوسط ديگر اعضا و مهمانان انجمن نقدو بررسي مي شود.گردهمايي حقيقي هم جلسات هفتگي است كه به دلايلي هنوزميسرنيست وسعي مي كنيم جلسات خودمان راروزهاي جمعه درمكان هاي تفريحي برگزاركنيم كه مكان و زمان اين گردهمايي دروبلاگ اطلاع رساني مي شود. اين گردهمايي چه درحالت مجازي چه درحالت حقيقي به طوركامل جدي وبا برنامه است.
اين انجمن پس ازسه سال فعاليت مستمرهرنوع داستاني را به نمايش گذاشته است. اما ازآنجا كه هرحركتي بايد روبه پيشرفت باشد،تغييراتي جهت فعاليت حرفه اي تروتخصصي ترانديشيده شده كه درادامه ملاحظه مي فرماييد.ازآنجا كه فقط افراد فعال درزمينه ادبيات داستاني را پذيرا هستيم به شرايط درج شده در ذيل توجه نماييد و اگر توانايي رعايت همين شرايط ساده را داريد، مي توانيد به عضويت انجمن ادامه دهيد ودرغيراين صورت لطفا نه ما راچشم به راه نقدها و فعاليت هاي خود بگذاريد نه وجهه شخصيتي و هنري خودتان را زيرسوال ببريد. به عقيده ما کیفیت این انجمن بهتر از کمیت آن است.
1- انجمن داستاني چوك متعلق به هيچ سازمان و نهاد خاصي نيست و برخواسته از عده اي جوان دوستدار ادبيات است كه قصد دارند دركنار هم باشند تا انگيزه بيشتري براي خود و ديگران به وجود بياورند. هيچ كس در اين انجمن حق توهين به هيچ يك از اعضا را ندارد و در مقوله نقد بايد به نقد ديگران احترام گذاشته شود هرچند كه نقد ابراز شده از نظر تخصصي كاملا غلط باشد. دلیلش این است كه ما نويسنده را داري فهم و شعور مي دانيم و معتقديم كه نقد درست و نادرست نقد را به خوبي تشخيص مي دهد. عقايد هركس قابل احترام است و هيچ كس حق مجادله دررابطه با عقايد ديگران را ندارد. هركس ازمنظري به داستان مي پردازد. درست يا غلط، به عهده نويسنده است كه بپذيرد يا رد كند. كليه نقدها ونظرات و اعتراض هاي خود را در رابطه با مديريت و عملكرد مي توانيد به صورت كامنت خصوصي ويا ايميل به دبيرانجمن ابراز نماييد.
2- كسي كه داستانش در وب به نمايش درمي آيد حق دفاع از داستانش را ندارد. در غيراين صورت دفاعيه او از قسمت نظرات پاك خواهد شد. دبيرانجمن درصورت لزوم از داستان دفاع خواهد كرد. درآخرين روز نمايش داستان به نويسنده هم فرصت داده خواهد شد كه به نقدهاي داده شده در نهايت ادب و احترام پاسخ بدهد.
3- اين انجمن محفلي براي همبستگي و ارتباط دوستانه است كه از سراسر ايران و ديگر كشورها دريك جا جمع شده اند. وقتي داستاني در وب قرار مي گيرد نويسنده از تمامي اعضاي انجمن انتظار نقدونظردارد تا نقاط ضعف و نقاط قوت خود را بهتر بشناسد. مهمترين وظيفه اعضا نقد و نظر جهت داستان است درغير اين صورت عضو بودن هيچ معنا و مفهومي ندارد. اين مهمترين اصل اين انجمن است. عضويت شما دراين انجمن يك تعهد ادبي- اخلاقي به خودتان و ديگران مي باشد. درج نام شما دروبلاگ و عضويت درانجمن يعني عضوي ازاتحاد وهمدلي جهت پيشرفت يكديگر.
4- درصورت عدم همكاري با انجمن با اطلاع به عضو نام او از ليست پاك خواهد شد و ديگر آن فرد در جريان فعاليت هاي انجمن قرارنخواهد گرفت. هرعضوي كه سه هفته پشت سرهم بدون عذر موجه شرايط انجمن را نقض كند و از درج نظرخودداري كند، بلافاصله درهفته چهارم از ليست عضويت حذف مي شوند. هر فردي بنا به هردليلي كه قصد همكاري با انجمن داستاني چوك را ندارد مي تواند با اعلام به دبيرانجمن كناره گيري خود را اعلام كند.
5- انجمن داستاني چوك قصد داردساليانه مجموعه داستاني از داستان هاي با ارزش اعضا به چاپ برساند. اين داستان ها با توجه به قوت داستان و فعاليت خود نويسنده درانجمن و با رضايت خود نويسنده صورت خواهد گرفت. اين يك تصميم گرفته شده است اما به انجام رساندنش كار راحتي نيست. درصورت انجام نشدن اين مورد اميدواريم مورد سرزنش قرار نگيريم. اما براي اين مهم نهايت تلاش خودرا انجام خواهیم داد.
6- عضویت در گروه گوگل انجمن به معنای عضویت درانجمن نیست. متقاضی عضویت باید مقررات و شرایط و وظایف را مطالعه کند و درصورتی که موافق مندرجات درآن بوداز طریق ایمیل یا کامنت خصوصی یا اس ام اس ازدبیرانجمن تقاضای فرم عضویت کند. زمانی که متقاضی فرم عضویت را تکمیل وبرای دبیرانجمن ارسال کرد و ازسوی انجمن مورد تایید قرارگرفت آن زمان فرد می تواند خود را عضو انجمن بداند. توجه فرماييد كه شماره تلفن و اطلاعات شخصي شما فقط دراختيار دبيرانجمن است وبدون اجازه شما به غير داده نخواهدشد.
۷- با هرگونه فعاليت و نظردهي خارج از محيط ادبيات داستاني به شدت برخوردمي شود. تبليغات سياسي وحزبي وگروهي دراين انجمن ممنوع است. بسياري ازدوستان و دشمنان اين گله را ازما دارند كه چرانسبت به اتفاقات سياسي و اجتماعي دروبلاگ واكنشي صورت نمي گيرد بايد عرض كنيم ما دراين وبلاگ جهت ارتقاي فرهنگ و ادبيات داستاني تلاش مي كنيم همين و همين وهمين.
8- نحوه ارسال داستان
طبق قانون جديد انجمن، ازنمايش داستان هاي افراد غيرعضو معذوريم. مگردرمواردي خاص مانند دوستاني كه سال هاست ما را همراهي مي كنند اما عضو نيستند كه اين به تشخيص دبيرانجمن برمي گردد. براي نمايش، داستان شما بايد به صورت اتچ شده((word 2003 به ايميل دبيرانجمن ارسال شود. پنج روز پس از ارسال داستان به شما اطلاع داده خواهد شد كه آيا داستان شما تاييد شده يا خير. اگر بيش از پنج روز گذشت و خبري دريافت نكرديد به صورت كامنت خصوصي و يا ايميل ازدبيرانجمن پيگير جواب باشيد. اگرداستان شما مورد تاييد قرار گرفت كه درنوبت نمايش قرار مي گيرد. اما اگر داستان شما رد شد خواهشا سوال و جواب نكنيد. اين انجمن با وجود نزديك به بيش از40 عضو و فعاليت ها و دغدغه هاي بسيار نمي تواند جوابگوي چرايي عدم نمايش داستان شما باشد.
10- نويسنده گرامي براي قبول و رد شرايط شما مختار هستيد و در صورتي كه شرايط را قبول كرديد ملزم به رعايت آن مي باشيد. اين شرايط جهت جلوگيري از هرگونه شبهه خدمتتان ارائه مي شود.
لطف كنيد اگر درتوانتان هست، با توجه به اين شرايط ما را همراهي كنيد و اگر دغدغه ها وفعاليت هايي داريد كه باعث مي شود كه شما حتي نتوانيد هفته اي يك باربراي داستان هاي انجمن كامنت درج كنيد لطفا تقاضاي عضويت نكنيد و وجهه هنري و شخصيتي خود را زير سوال نبريد.
وظایف انجمن درقبال اعضا
منظور از اعضا، اعضایی هستند که بیش ازچهار ماه یار و همراه انجمن بوده اند. انجمن در قبال اعضایی که به تازگی عضو شده اند تا از امکانات انجمن استفاده کنند وظیفه ای ندارد.
1- انجمن داستانی چوک درقبال اعضا موظف است که آثارشان را دروبلاگ ،نشریه الکترونیک انجمن و دیگرنشریات درصورت امکان منتشرکند و درجهت معرفی نویسندگان کوشا باشد.
2- انجمن داستانی چوک درقبال اعضا موظف است که درتبلیغات آثارچاپ شده اعضای انجمن کوشا باشد.
3- انجمن داستانی چوک درقبال اعضا موظف است که کتاب و مجلات و محصولات منتشرشده ازسوی انجمن را با تخفیف به اعضا تقدیم کند.
4- انجمن داستانی چوک درقبال اعضا موظف است تایید یا عدم تایید داستان اعضا را جهت نمایش دروبلاگ یا انتشاردرمجله حداکثرتا یک هفته به عضو اعلام کند.
5- انجمن داستانی چوک موظف است که برای برنامه های خود اعم ازمجله الکترونیک ، نمایش داستان دروبلاگ و .... ،نویسندگان با عضویت بیش از 6 ماه را دراولویت قراردهد.
6- انجمن درقبال مسائل شخصی وخانوادگی ورفاقتی اعضا وهرچیزی درخارج ازحوزه ادبیات داستانی هیچ وظیفه ومسئوليتي ندارد.
وظایف اعضا درقبال انجمن ودیگراعضا
1- عضو درقبال انجمن و اعضا موظف است که داستان های منتشرشده دروبلاگ را مورد نقد و بررسی قراردهد.
2- عضو درقبال انجمن واعضا موظف است که انجمن را با توجه به شرایط و قوانین به دیگران معرفی کند و از معرفی خودسرانه، بزرگ نمایی و کوچک نمایی و دگرنمایی فعالیت های انجمن خودداری کند.
3- عضو درقبال انجمن واعضا موظف است که فعالیت مستمرداشته باشد وحداکثرقطع ارتباط می تواند سه هفته باشد. درصورتی که بیش از سه هفته ارتباط عضو با انجمن وصورت بگیرد دبیرانجمن اختیاردارد که عضورا ازفعالیت های انجمن حذف کند.
4- عضو درقبال انجمن موظف است که اگربه دلایل مختلف بیش از این مدت (سه هفته) نمی تواند با انجمن همکاری کند حتما مراتب رابه دبیرانجمن اطلاع دهد تا ازلغو عضویت خود جلوگیری کرده باشد. اگر عضوی لغو عضویت شود می تواند یک باردیگردرخواست عضویت کند ولی برای بارسوم امکان پذیرنیست.
5- عضوموظف است که شبکه های اینترنتی انجمن را درشبکه های شخصی خود لینک کند ودرمعرفی انجمن به دیگران درحد بضاعت خود تلاش کند.
پيشرفت شما هدف اصلي اين انجمن است.
باتشكر
مهدي رضايي- دبيرانجمن داستاني چوك