انسیه قمصری(دی ماه)
مداد رنگي
زنگ نقاشي خانم گفت: بچه ها يه نقاشي بكشيد كه ......
گفتم :خانم اجازه؟ هرچي دلمون مي خوادبكشيم؟
ـ هر چي دلتون مي خواد بكشيد. فقط تو نقاشيتون خونه هم بكشيد.
با خودم گفتم: خونه‘خونه چه رنگيه؟ آبيه‘ زرده‘ قرمزه؟
يادم افتادمداد رنگي ندارم.سرمو انداختم پائين نقاشيمو كشيدم. خونه هم كشيدم. به مينا دوستم كه يك مداد رنگي 36تائي دوطبقه كه 5 تا قرمز 4 تا آبي 3تا زرد....داشت گفتم: مي ذاري با مداد رنگي هات خونمو رنگ كنم؟
مينا گفت: مداد رنگي هامو بابام برام جايزه گرفته تموم مي شه. به بابات بگو برات بخره.
فرشته گفت: بابام‘ آخه بابام.......
خانم(با صداي بلند): بچه ها ساكت . نقاشي كشيدن كه سرو صدانداره.
ميناگفت: خانم اجازه فرشته با ما حرف مي زنه ما كه داريم نقاشيمونو رنگ مي كنيم.
گفتم: تو كه بلد نيستي رنگ كني . تازه هم نمي دوني كه خونه چه رنگيه.
خانم گفت: فرشته نقاشيتو رنگ كن چقدر حرف مي زني.
به سارا كه يك مداد رنگي 6 تائي تو دستاش بود گفتم: مداد رنگيهاتو مي ذاري روي ميز كه هر دو تامون نقاشيهامونو رنگ كنيم؟
گفت: نه مامانم گفته مداد رنگيتو به هيچ كس نده گم ميشه.
گفتم: اگه مداد رنگي داشتم حتما به تو مي دادم.
سارا گفت: حالا كه نداري.
گفتم: خانم اجازه . خونه مي تونه سياه و سفيد باشه؟
طيف رنگ ها بين دو نقطه سياه و سفيد قرار گرفته اند.
دستي به پشتم خورد.
- هي حواست كجاست؟ استاد داره به تو نگاه مي كنه. الانه كه از كلاس بيرونت كنه.